مقالات

جلب رضایت شوهر نه مادر

یکی از عوامل مؤثر بر رابطه همسران، رابطه آنها با خانواده‌های طرف مقابل است. مشکلات در این رابطه ممکن است به اختلاف میان زن و شوهر منجر شود و در ایران، با توجه به روابط خانوادگی نزدیک‌تر، این تاثیرات شدیدتر است. دختر مادامیکه در خانه پدر و مادر زندگی میکند باید رضایت آنها را فراهم سازد، لیکن وقتی که پیمان زناشویی را امضاء نمود و بخانه شوهر قدم نهاد وظیفه اش جلب رضایت شوهر نه مادر است .

خواسته های پدر و مادر یا همسر

در آنجا باید شوهرداری کند و رضایت و خشنودی او را بر همه چیز مقدم بدارد، حتی در جایی که بین خواسته‌های پدر و مادر و بین خواسته‌های‌ شوهرش تزاحم پیدا شد صلاحش در اینست که از شوهر اطاعت نموده‌ اسباب رضایت او را فراهم سازد، گر چه پدر و مادرش رنجیده شوند، زیرا با جلب رضایت‌ شوهر، رشته انس و محبت که بهترین ضامن بقای عقد زناشویی است محکم میگردد، لیکن اگر مطابق میل مادرش رفتار کرد ممکن است آن پیمان مقدس متزلزل یا از هم گسیخته شود، زیرا بسیاری از مادرها از تربیت صحیح و رشد فکری بهره کافی ندارند.

بخوانید  مهمترین عامل اختلافات خانوادگی

دخالت های والدین

آنها هنوز این مطلب را درک نکرده‌اند که باید دختر و داماد را بحال خود آزاد گذاشت تا با هم مانوس شده تفاهم نمایند، برنامه زندگی را بر طبق اوضاع و شرائط خودشان تهیه نموده به اجرا گذارند، و اگر در این‌ بین بمشکلی برخورد نمودند با مشورت و تفاهم حل کنند.

چون این مطلب را که عین صلاح است درک نکرده‌اند در صدد هستند بخیال خودشان، داماد را بر طبق دلخواه بار بیاورند، بدین جهت مستقیم و غیر مستقیم در امور آنها دخالت میکنند. در این راه از دخترشان‌ که جوان است و سرد و گرم روزگار را نچشیده و بهمه مصالح حقیقی‌ خودش آگاه نیست استفاده می‌نمایند. او را آلت و ابزار نفوذ در داماد قرارمی‌دهند، مرتبا دستور می‌دهند با شوهرت چگونه رفتار کن، چه بگو، چه‌ نگو. دختر ساده‌لوح هم چون مادرش را خیرخواه و آشنای به مصالح می‌داند از او اطاعت نموده نقشه‌هایش را پیاده میکند.

بخوانید  تا کی در غربت زندگی کنم

جلب رضایت شوهر نه مادر

اگر داماد تسلیم خواسته‌های‌ آنها شد حرفی نیست لیکن اگر خواست اندکی مقاومتی نشان بدهد کار به‌ نزاع و کشمکش و لجبازی خواهد کشید، در آنصورت آن زنهای نادان‌ ممکن است آنقدر پافشاری کنند که دختر و دامادشان را فدای لجبازی وخیره‌ سری خویشتن ساخته زندگی آنها را از هم بپاشند، بجای اینکه دختر را بزندگی و سازگاری تشویق نموده دلداریش بدهند مرتبا از شوهرش‌ بدگویی میکنند: دخترم را بدبخت کردم. چه شوهر بدی نصیبش شد! چه‌خواستگارهای خوبی برایش آمدند! پسر عمویت چه زندگی خوبی دارد!

با این قبیل سخنان که بعنوان دلسوزی و خیرخواهی ادا می‌شود دختر ساده‌ لوح را از شوهر و زندگی دلسرد نموده اسباب نارضایتی وبهانه‌گیری او را فراهم می‌سازند. به وسیله این تلقینات سوء وادارش‌ میکنند ناسازگاری و بهانه‌ جویی کند، و کار را به شوهرش سخت‌ بگیرد، درموارد لازم خودشان نیز بحمایت‌ برخاسته قول و عمل او را تایید می‌نمایند، و برای پیروزی، بهمه چیز حتی طلاق گرفتن و بدبخت کردن دخترشان حاضرند.

بخوانید  قطع رابطه با مادر زن

آیا به خوشبختی تان علاقه مندید

بنابراین، هر زنی که به سعادت خویشتن و ادامه پیمان زناشویی علاقه دارد نباید بی‌فکر و تامل تحت تاثیر افکار مادرش قرار گرفته آنها را صد در صد صحیح و بر طبق مصالح واقعی بپندارد.

یک زن دانا و باهوش احتیاط و عاقبت اندیشی را از دست‌ نمی‌دهد، در گفتار و پیشنهادهای مادر و پدرش خوب دقت می‌کند و عواقب‌ و نتائج آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد، و بدینوسیله مادرش را می‌شناسد، اگر دید به زندگی و سازگاری و انتخاب یک روش عقلائی‌ تشویقش میکند می‌فهمد که آدم فهمیده و کاردان و خیرخواهی است، در اینصورت می‌تواند رضایتش را فراهم کند و از راهنمایی‌های عاقلانه‌اش‌ بهره‌مند گردد، لیکن اگر دید با گفتار جاهلانه و پیشنهادات غیر عقلائی‌ خودش اسباب دلسردی و ناسازگاری او را فراهم می‌سازد یقین پیدا میکند که شخص نادان و کج‌ سلیقه و بد اخلاقی است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما را به دیدن این مقاله دعوت می‌کنیم
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن