مقالات

تا کی در غربت زندگی کنم

گاهی انسان باید در غربت زندگی کند، کارمند دولت است. در ارتش یا شهربانی یا ژاندارمری انجام وظیفه میکند، فرهنگی است، تاجر یا پیشه‌ور یا کارگری است که باید در غربت زندگی کند، این قبیل‌افراد ناچارند برای همیشه یا به طور موقت در غربت زندگی کنند، مرد ناچار است دوری از وطن را تحمل کند لیکن این موضوع با مذاق بعضی خانمها جور نمی‌آید، زیرا دوست دارند نزد پدر و مادر و خویشان ودوستانشان باشند. با در و دیوار و کوچه‌های محل تولدشان مانوس شده‌اند. بدین‌ جهت تاب و تحمل دوری را ندارند، به شوهرشان ایراد و بهانه می‌گیرند، نق نق میکنند: تا کی در غربت زندگی کنم ؟ تا کی به فراق پدر و مادر مبتلا باشم؟ دوست و آشنا ندارم، این چه جایی است مرا آورده‌ای؟ دیگر نمی‌توانم اینجا بمانم هر فکری داری بکن.

بخوانید  جلب رضایت شوهر نه مادر

این عزیزان بی‌ جهت‌ با این قبیل حرفها اعصاب شوهرشان را ناراحت مینمایند، آن قدر کوتاه فکرند که شهر یا قریه محل تولدشان را بهترین نقطه‌ای می‌پندارند که در آن می‌توان زندگی کرد، گمان میکنند: تنها در همانجا می‌توان خوش بود و بس.

گاهی انسان باید در غربت زندگی کند

بشر به سطح وسیع زمین اکتفا نکرده به کرات آسمانی قدم‌ میگذارد، اما این خانم تنگ نظر حاضر نیست چند فرسخ دورتر از محل‌ تولدش زندگی کند، میگوید: چرا دوستانم را رها کنم و بروم در غربت تنها زندگی کنم؟ گویا این خانم آنقدر برای خودش شخصیت قائل نیست که‌ بتواند در غربت نیز دوستان و آشنایان با وفا و صمیمی تهیه کند.

خانم محترم، دانا و بلند همت و فداکار باش، تنها به فکر خودت‌ نباش، شغل مخصوص شوهرت ایجاب کرده که در غیر وطن زندگی کند، مستخدم دولت است مگر می‌تواند به محل ماموریتش نرود؟! تاجر یا کاسب‌ یا کارگری است که در غربت‌ بهتر می‌تواند کسب و کار کند، چرا مزاحمش میشوی و نمی‌گذاری پیشرفت کند؟ تو که میدانی شوهرت ناچار است در خارج وطن زندگی کند چرا با ایراد و بهانه‌های بی فائده اسباب‌ ناراحتی و کدورتش را فراهم می‌سازی؟

بخوانید  15 نشانه عزت نفس بالا و پایین

سعی کنید با محیط تازه انس بگیرید

وقتی دیدی شغلش ایجاب میکند که به شهر یا ده یا کشور دیگری منتقل شود فورا اظهار موافقت کن، اثاث‌ منزل را جمع و جور کرده ببندید و در ماشین بگذارید و با صفا و رفاقت‌ به‌ محل جدید بروید، خودت را اهل همان جا حساب کن و با دلگرمی وبشاشت طرح زندگی نوین را بریز، وضع خودت را با اوضاع و شرائط محیط موافق ساز، با زنهای پاکدامن و خوش اخلاق طرح دوستی و الفت‌ بریز لیکن چون تازه وارد هستی و به اخلاق و روحیات اهالی آنجا کاملا آشنا نیستی در انتخاب دوستان تازه احتیاط کن و در این باره حتما باشوهرت مشورت کن، خودت را یک فرد غریب حساب نکن، بلکه سعی‌ کن با محیط تازه و ساکنان آنجا مانوس شوی.

تا کی در غربت زندگی کنم

هر مکانی امتیازات ویژه‌ای دارد، می‌توانی با تماشای مناظر طبیعی‌یا بناهای دیدنی آنجا رفع خستگی کنی، با اظهار مهر و محبت کانون‌خانوادگی را گرم و با صفا کن، شوهرت را دلداری بده. به کسب و کارتشویقش کن، وقتی با محیط آشنا شدی خواهی دید که برای زندگی هیچ‌عیبی ندارد بلکه شاید از محل تولدت بهتر باشد، در بین دوستان تازه، افرادی را پیدا میکنی که از دوستان سابق بلکه پدر و مادر و خویشانت‌مهربانتر و دلسوزتر خواهند بود.

بخوانید  سیاست های شوهرداری

اگر در قریه یا دهی اقامت نموده‌اید که اسباب و تجملات زندگی‌ شهری را ندارد خودت را از قید آنها آزاد کن، با زندگی بی‌آلایش و طبیعی‌ آنجا انس بگیر، خوبیها و مزایای آن گونه زیستن را در نظر بگیر، گر چه‌ برق و کولر و پنکه و یخچال ندارد لیکن آب و هوای سالم و غذاهای‌ بی‌تقلب دارد که در شهرها کمتر پیدا میشود، خیابان اسفالت و تاکسی‌ ندارد لیکن از سر و صدا و دود ماشینها و کارخانجات نیز در امان هستی. قدری در زندگی هموطنان و هم کیشانت تامل کن، ببین چگونه در خانه‌های محقر و خشت و گلی، با کمال مهر و صفا و خوشی زندگی‌ میکنند، و به اسباب و لوازم شهری و کاخهای زیبا اصلا اعتنا ندارند، در حوائج ضروری و محرومیتهای آنها بیندیش .

سخن آخر

اگر می‌توانی خدمتی انجام‌ دهی دریغ مدار. به شوهرت نیز سفارش کن برای رفاه و آسایش آنها کوشش کند. اگر عاقل و دانا باشی و به وظیفه‌ات عمل کنی می‌توانی با کمال‌ آسایش و راحتی خاطر، در غربت زندگی کنی و به پیشرفت و ترقی‌ شوهرت کمک نمایی، در آنصورت یک بانوی شریف شوهردار و یک‌ خانم فداکار معرفی می‌شوی، نزد مردم و شوهرت عزیز و محترم خواهی‌ بود و بدین وسیله رضایت‌ خدا را نیز فراهم خواهی نمود.

بخوانید  هر منزلی به مدیر نیاز دارد
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما را به دیدن این مقاله دعوت می‌کنیم
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن